Archive for the ‘مذهبی’ Category

دوباره صبح، ظهر، نه، غروب شد نیامدی

ژوئیه 28, 2010

چه روزها که یک به یک غروب شد نیامدی
چه اشکها كه در گلو رسوب شد نیامدی
خلیل آتشین سخن، تبر به دوش، بت شكن
خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی
برای ما که خسته ایم و دل شکسته ایم، نه
برای عده ای ولی چه خوب شد نیامدی

تمام طول هفته را در انتظار جمعه ام
دوباره صبح، ظهر، نه، غروب شد نیامدی
(مهدی جهاندار)

سفر به لردگان…

سپتامبر 20, 2009

از این همه جاهای دیدنی اطراف اصفهان لردگان را برای سفر، انتخاب کردیم. 🙄
دو مینی بوس کرایه کردیم و به همراه جمعی از اقوام راهی سفر شدیم.
ساعت 30/13 دقیقه سوار بر مینی بوس اصفهان را به قصد رسیدن به لردگان ترک کردیم. یکی از اقوام در فلادر

{ فلارد.[ ف َ ] (اِخ ) یکی از دهستانهای بخش لردگان شهرستان شهرکرد که در دامنه کوهستان قرار گرفته است. رودخانه چشمه میشان این دهستان را مشروب میکند و به رودخانه خراسان میریز، و آب قراء بیشتر از چشمه ها تامین میشود. این دهستان از 31 آبادی بزرگ و کوچک تشکیل شده و 8000 تن سکنه دارد. محصول عمده اش غله، حبوب و برنج است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج.10) }

دوستی داشت بنابراین شب را در فلارد گذراندیم. صبح نیز چایی و صبحانه ایی خوردیم و به سمت رودخانه خرسان حرکت کردیم و پس از یک ساعت به آنجا رسیدیم و همانجا اطراق کردیم و مرغ زنده گوشتی خریدیم و همانجا توسط راننده مینی بوس ذبح کردیم 😕 و بعد از تمیز کردن و تکه تکه کردن، آماده کردیم و به سیخ کشیدیم و نهار را دسته جمعی در کنار طبیعتی زیبا خوردیم و استراحت کوتاهی کردیم و قصد رفتن به منزل دوست یکی دیگر از اقوام در لردگان را کردیم و بعد از حدود یک ساعت حرکت (در راه با یک فروند خر عاشق تصادف کردیم، واقعا جالب بود، در قسمت خاکی جاده چند خر بود که ناگهان یکی از این خر ها به جاده آمد و نیسان جلوی ما زد روی ترمز و چشمتان روز بد نبیند مینی بوس ما هم به شدت زد روی ترمز که خوشبختانه صدمه زیادی به ماشین ها نرسید و به خیر گذشت. 😉 😆 ) در پارکی در لردگان اطراق کردیم و شام را خوردیم و به خانه دوست فامیلمان در لردگان رفتیم و شب را در آنجا گذراندیم. بسیار مردم مهمان نواز و خوبی بودند و حسابی پذیرایی کردند و صبح نیز با خوردن صبحانه (عجب نان های خانگی بود!) خانه را به قصد امامزاده حمزه بن علی در بروجن ترک کردیم. ( عکس هایی از چشمه خرسان و امامزاده حمزه بن علی گرفته ام و در فتوبلاگ گذاشته ام، می توانید در فتوبلاگ ببینید.) و بعد از سفری تقریبا دو روزه امامزاده حمزه بن علی را بعد از خرید از بازار اطراف امامزاده به قصد اصفهان ترک کردیم. 😛
البته بهترین جای دیدنی لردگان، آبشار آتشگاه است که در 200 کیلومتری شهرکرد و 50 کیلومتری شهر لردگان در دره ای روح افزا به طول 3 کیلومتر قرار گرفته است ولی بنا به درخواست اکثریت به علت جاده خطرناک این مکان، از رفتن به آنجا صرف نظر کردیم و قرار شد دفعه بعد به صورت مجردی به آنجا برویم. 😦
—————————
در زیر شرح مختصری درباره امامزاده حمزه علی می گذارم که از این سایت پیدا کردم.
در فاصله 4 کیلومتری بلداجی و برفراز کوهی بارگاه متبرک امام زاده حمزه بن علی با فضایی ملکوتی قرار گرفته است که یکی از پر رونق ترین جاذبه های مذهبی، تاریخی استان چهارمحال و بختیاری است.
بارگاه امام زاده حمزه بن علی با سابقه چندین قرن به خاطر کرامات، معنویت خاص و فضای جغرافیایی جذاب یکی از اماکن متبرکه منحصر به فرد در سطح استان و کشور است به گونه ای که درتمامی فصول سال از جمله بهار و تابستان هر هفته میعادگاه خیل عظیم زائران و مشتاقانی است که از سراسر کشور دراین مکان مقدس گرد هم می آیند.
زندگی نامه:
نسب شریف امامزاده حمزه علی (ع) مدفون در شهر بلداجی (شهرستان بروجن) با پنج واسطه به امام سجاد (ع) منتهی می شود که از قرار ذیل است :
سید حمزه ابوعلی بن محمد ابی الحسن بن حمزه الاکبر بن حسن المکفوف ابی محمد بن الحسن الافطس بن علی الاصغر بن الامام علی بن الحسین السجاد علیه السلام.
وی سیدی جلیل القدر، عظیم الشان، و زیاده با حشمت و بزرگوار بود. او در سال ۲۵٠ هجری قمری در پی ناآرامی های موجود در مدینه و عراق به همراه پدر بزرگوارش سید ابوالحسن محمد بن حمزه به منطقه جبل مهاجرت نمود.
علامه نسابه ابواسماعیل طباطباء از اعلام قرن پنجم هجری، مهاجرت پدرش را به شهر بروجرد می نویسد. ظاهرا بدان جهت مقر سکونت پدرش در شهر بروجرد بوده که جمع کثیری از پسر عموهای وی قبلا در این شهر سکونت داشته اند از این رو او بهترین مکان جهت زندگی را در شهر بروجرد برگزید.
سید محمد تا سال ۲۵٦ هجری قمری در قید حیات بود تا اینکه در آخر همین سال بدرود حیات گفت و در شهر بروجرد به خاک سپرده شد. آرامگاه او یکی از مزارات مشهور شهرستان بروجرد است که همه روزه پذیرای مشتاقان اهل بیت علیهم السلام می باشد.
امامزاده سید حمزه علی، یک برادر به نام حسن وی ک خواهر به نام فاطمه دارد که در بروجرد سکونت داشته اند. اکثر بنی اعمام سید حمزه علی از عالمان بزرگ و از مجاهدان سترگ و نقبای شریف و از سالکان و زاهدان عصر خویش بودند که پرچم هدایت را به دوش کشیده و منبع فیوضات اهالی بودند.
ظاهرا سید حمزه علی به خاطر دعوت اهالی بروجن (کنونی) به این منطقه مهاجرت نموده و در پی ناآرامی ها، آخرالامر در دهه اول قرن چهارم هجری وفات می یابد. در تذکره های محلی چنین آمده است که او با نمایندگان خلیفه وقت پیکار می نماید تا اینکه عاقبت در مکان فعلی شربت شهادت را می نوشد. او سه فرزند به اسامی احمد، علی و حسن داشت که از آنان جمع کثیری به وجود آمده و از بزرگان سادات اهواز و چهارمحال و بختیاری و جبل بوده اند. زیارتگاه وی یکی از مشهورترین زیارتگاه های استان چهامحال و بختیاری است.

يک کلمه حرف حساب!

سپتامبر 12, 2007

ربنا امنا فاغفرلنا و ارحمنا و انت خير الراحمين. (سوره المؤمنون آيه 109)
پروردگار ما، ما به تو ايمان آورديم ما را ببخش و بيامرز و به ما رحم كن كه تو بهترين بخشندگانى.
———–
سلام به همه دوستان…دوباره ماه خدا از راه رسید، من که بنده بسیار بدی هستم، ولی باز هم امیدم به خداست که من را ببخشد و از گناهانم بگذرد.
آره؛ درسته؛ قبول دارم…همه وقتی ماه رمضان می شه یاد بدی ها و گناهاشون می افتند…کاش همیشه حس رمضان در دل ها بود…
دوستان من را نیز از دعای خیر خودتان در این شب و روزهای عزیز بی نصیب نگذارید. این کلیپ زیبا را نیز که درباره آغاز ماه مبارک رمضان است، ببینید.
در ضمن متن زیر را در جایی خواندم که بسیار از آن لذت بردم وامیدوارم از آن استفاده کنم، مطلب را نوشتم اینجا شاید شما نیز بخوانید.
از کلمه هایی که برای روزه در قرآن به کار رفته است، سیاحت است. فرق سیر با سیاحت در این است، در «سیر» انسان باید مسیری را از اول تا آخر برود. هدف طی مسیر است، با هر سختی و مشکلی که می خواهد باشد؛ ولو این که حالت هم از این سیر به هم بخورد. اما در سیاحت، شما مسیر را طی می کنید، اما طی کردنی که همراه با لذت و تفرج است. روزه هم سیاحت است. شما در ماه رمضان باید در قرآن سیاحت کنید، نه سیر. سیر این است که بگویید: می خواهم امروز این یک جزء را تا آخر بخوانم و هدفتان تمام کردن آن یک جزء بشود، به هر زور و زحمتی که باشد. اما سیاحت یعنی این که تا به آیه ای رسیدید که احساس کردید با آن آیه سیم شما وصل شده، همان یک آیه را بگیرید و از آن بهره مند شوید.
التماس دعا از تک تک آفریدگان خدا…

حجاب، بهشت، زور!!!

مه 3, 2007

دوباره سال چرخید و بهار و تابستانِ گرم را با خودش آورد…
دوباره بحث داغ هر سال یعنی حجاب در بین همه مردم به خصوص دنیای مجازی و وبلاگ ها رونق پیدا کرده است.
من اصلا از سیاست و سیاستمداری و قدرت طلبی و نوشتن راجع به این چیز ها خوشم نمی آید و اگر کل وبلاگم را که در این چند سال نوشته ام، بگردید شاید به اندازه انگشتان یک دستتان هم از مطالب سیاسی پیدا نکنید. شاید بعضی ها بگویند نسبت به سیاست و مملکت خودم بی خیال ام و …
در جواب باید بگویم وقتی سیاست بی پدر و مادر است و من هم در سیاست تخصص ندارم چرا الکی حرف بزنم و ادعاهای نا به جا بکنم؟
ولی با این حال دوست دارم من هم از حجاب بگویم، هر چند با سیاست ربطی ندارد و یک امر کاملا شخصی است.
این حرف هایی که می گویم کاملا نظر شخصی خودم است، و شاید بعد ها با مرور زمان این نظر هایم را نفی کنم. به صحبت های دیگران مثلا فلان رئیس جمهور و فلان کس و فلان… هیچ کاری ندارم، آنچه نظر خودم هست را می گویم و البته این را هم بگویم به حرف های دیگران نیز احترام می گذارم ولی شاید خیلی از آن ها را قبول نکنم.
از این جا باید شروع کرد که اصلا حجاب چیست؟
حجاب یعنی محافظ، پوشش، پرده، مانع و سدی در برابر چیزی؛ به طور خلاصه حجاب یعنی پرده عصمت بر گوهر عفت کشیدن.
حجاب یک احساس است، یک حس درونی، یک جوشش است .شاید بتوان گفت حجاب یک قدرت برای انسان است.
حالا کسانی که می گویند حجاب چیز اضافی است یعنی خودشان را از یک چیز بی ارزش هم کمتر می دانند و خودشان را به راحتی و رایگان در اختیار دیگران قرار می دهند.
خودتان را نگاه کنید، هر وقت چیز با ارزش و گرانبهایی دارید در جایی پنهان می کنید و یا هزاران پوشش بر آن می گذارید تا به راحتی در دسترس دیگران قرار نگیرد؛ مگر زن با ارزش نیست؟ مگر مرد با ارزش نیست؟ پس چرا راحت خود را به صورت کالا در بیاوریم و در اختیار دیگران بگذاریم؟
همه شما می دانید گوهر در صدف حفاظت می شود…این خودش همه حرف است؛ نیازی به توضیح ندارد.
جدیدا که چه عرض کنم، از دیر باز به کسانی که می گفتند حجاب خوب است به چشم یک امل نگاه می کردند و متاسفانه هنوز هم همین گونه است، ولی بگذار بگویند… این همه گفتند مگر چه شد؟
می گویند حجاب مانع پیشرفت جامعه است!
اگر واقع بینانه نگاه کنیم می بینیم مسایلی مانند حجاب مانع از پیشرفت نشده اند بلکه جنبه نداشتن حجاب موجب این موج منفی شده است.
در کشور ما بعضی ها آن چنان خودشان را محجبه نشان می دهند که مایه تمسخر و مضحک دیگران می شوند اما بعضی دیگر آن چنان بد حجابی را در خود ایجاد کرده اند که واقعا از عرف و جامعه بیرون رفته اند.
جامعه ما پر از عقده شده است، که همین عقده هاست که ما را به تباهی می کشانند، چه لزومی دارد یک دختر یا یک پسر با شکل و قیافه فجیعی وارد کوچه و خیابان شود؟
درست است خداوند زن را زیبا آفریده است ولی نه برای دیگران، در جامعه ما بر عکس شده است، زن عوض اینکه خودش را در جلوی شوهرش زیبا کند و در جلوی شوهرش بهترین آرایش را انجام دهد، دوست دارد برای دیگران این کار را انجام دهد، باید اعتراف کنم که مرد ها نیز این گونه اند…
ای کاش معنای حقیقی آزادی را در بد حجابی و دیگر چیزها نمی دیدیم؛
ای کاش اولین چیزی را که در خانواده یاد می گرفتیم آزادی و رعایت حقوق دیگران بود؛
ای کاش احترام به دیگران را رعایت می کردیم.
در وبلاگ ها نوشته های زیادی در مورد حجاب خواندم،
متاسفانه خیلی ها که ادعا می کردند هزاران برابر وزن بدنشان کتاب خوانده اند حرف هایی را زده بودند که بسیار ناراحت کننده بود و در آخر هم به قول خودشان به این نیتجه رسیده اند که حجاب چیز خوبی نیست و خلاصه اینکه تا می توانسته اند از حجاب بد گفته اند…
اصلا شما همین بیماری ایدز را در نظر بگیرید…
الان دیگر همه دولتمردان به این نتیجه رسیده اند که این بیماری روزانه جان هزاران هزار نفر را می گیرد و هیچ راهی برای درمان آن پیدا نکرده اند، فقط گاهی دارویی می سازند که تا حدی از پیشرفت این بیماری جلوگیری می کند، حالا دیگر به این نتیجه رسیده اند که باید دست به دامان دین شوند و از دین کمک بگیرند.
(more…)

سر چشمه همه گناهان!

آوریل 23, 2007

خشکی چشم ها از قساوت دلهاست،
قساوت دلها از زیادی گناهان،
زیادی گناهان از آرزو های طول و دراز،
آرزو های بلند از فراموشی مرگ است،
و فراموشی مرگ از حب دنیاست،
و حب دنیا سر چشمه همه گناهان است.
پیغمبر اکرم (ص)

ترفندی زیبا و معنوی!!!

آوریل 16, 2007

امروز سر کلاس آیین زندگی بحث درباره اینکه اصفهانی ها زرنگ هستند پیش آمد، جناب استاد که به گفته خودش اصلیت قمی دارد؛ گفت این اصفهانی ها در نزد پیامبر هم دست از زرنگ بازی بر نمی داشته اند؟ بچه ها گفتند چطور؟
استاد نقل کرد:
امام صادق (ع) فرموده اند: در مجلسی پیامبر (ص) و سلمان و عمر حضور داشتند؛ پیامبر از حاضرین در مجلس پرسید چه کسی از شما هر روز یک ختم قرآن می خواند؟
در بین حاضرین سلمان جواب داد: من.
پیامبر (ص) دوباره پرسید چه کسی از شما شب ها تا صبح در حال عبادت خداوند است؟
در بین حاضرین سلمان جواب داد: من.
پیامبر (ص) فرمودند چه کسی از شما تمام روز ها را روزه می گیرد؟
دوباره سلمان جواب داد: من.
عمر که در این مجلس بود ناراحت شد و به پیامبر (ص) گفت یا رسول الله: سلمان یک ایرانی (اصفهانی) است، او دروغ می گوید، می خواهد بر ما قریشی ها افتخار کند، هر کس بخواهد روزی یک بار قرآن را ختم کند باید تمام روز مشغول باشد ولی سلمان اینگونه نیست و در روزها بیشتر ساکت است، او هر شب می خوابد و من می دانم که او هر شب تا صبح عبادت نمی کند، من خودم می بینم که او در ظهر نهار می خورد، پس چگونه همه روزها روزه می گیرد و شب ها بیدار می ماند و عبادت می کند و روزی یک ختم قرآن می خواند.
پیامبر (ص) گفت: مثل سلمان در بین اصحاب من، مانند لقمان حکیم است، حتما این کار ها را انجام می دهد؛ پس از خودش بپرس، شاید جواب تو را داد.
عمر از سلمان پرسید و سلمان اینگونه جواب داد:
من هر ماه سه روز روزه می گیرم و خدا فرموده هر یک کار خیر ده برابر پاداش دارد و به علاوه ماه های شعبان و رمضان را نیز روزه دارم.
اما بیداری تمام شب، از پیامبر(ص) شنیدم که فرمود: هر که با وضو بخوابد گویا تمام شب را به عبادت بیدار مانده است و من با وضو می خوابم.
و اما ختم قرآن در هر روز، از پیامبر (ص) شنیدم که به علی (ع) می فرمود: مثل تو در امت من مانند ((قل هو الله احد) است هر که یک بار بخواند یک سوم قرآن را و هر که دو بار بخواند دوسوم و هر که سه بار بخواند تمام قرآن را خوانده است، هر که (یا علی) ترا با زبان دوست دارد یک سوم ایمانش کامل و هر که با زبان و قلب ترا دوست دارد دو سوم ایمانش کامل شده و هر که با زبان و قلب ترا دوست دارد و با دست هم یاری کند ترا، ایمانش کامل است و افزود سوگند به خدا اگر اهل زمین ترا مانند اهل آسمانها دوست می داشتند هیچ کس به آتش، عذاب نمی شد.

جمله ای متفاوت!

فوریه 1, 2007

امروز تمام ماشین هایی را که پشت ماشین خودشان به مناسبت ایام محرم و تاسوعا و عاشورا از امام حسین و حادثه کربلا نوشته بودند دنبال کردم….
بله منظورم مطالبی است که پشت ماشین ها می نویسند… این روزها این کار بسیار رواج پیدا کرده است و تقریبا 60 درصد ماشین ها با نوشته هایی رنگین شده اند.
راستش امروز از اول دانشگاه نجف آباد که سوار اتوبوس شدم تا ایستگاه تختی که پیاده شدم تمام مطالب پشت ماشین ها را خواندم…
همه یا بهتر است بگویم اکثرا نوشته بودند «یا حسین شهید» ، «یا ابوالفضل» و ….
خوب اولا اینکه نوشتن ابوالفضل اشتباه است چرا؟ چون طبق قواعد دستور زبان عربی باید نوشت «اباالفضل».
دوم اینکه در بین تمام نوشته هایی که بر پشت ماشین ها بود یک نوشته با دیگر نوشته ها بسیار فرق می کرد.
اون نوشته این بود: «یک دختر سه ساله دیگه کُتک نداره»
این جمله با تمام جمله ها فرق داشت. این جمله به دلم نشست و برای یک لحظه حالم را به کلی عوض کرد…. 😦 😥

عید سعید قربان بر شما مبارک باد…

دسامبر 30, 2006

عيد سعيد قربان مبارک باد.
اول از هر چیز به همه دوستان عید سعید قربان، عید ایمان، عید معرفت، عید توحید و خداشناسی را تبریک می گویم…
در خبرگزاری مهر درباره عید قربان نطلب جالبی پیدا کردم، خواندن آن خالی از لطف نیست.
امروز عید قربان است، عیدی که همواره از آن به عنوان عید پیروزی وظیفه بر غریزه و اوج تجلی شکوفایی روح ایثار یاد می‌شود.
هر گاه انسان بر سر دو راهی غریزه و وظیفه قرار گرفت و غریزه را انتخاب کرد، به سوی حیوانات گرویده بلکه از حیوانات هم پست‌تر شده است، چون از عقل و فکر و رهنمودهای انبیا استفاده نکرده است. اما همین که انسان در این دو راهی خطرناک وظیفه را انتخاب کرد و در خط ملائکه و پاکان قرار گرفت آن را عید می‌گیرد، به عنوان غریزه گرسنگی و تشنگی انسان را به استفاده از آب و نان می‌کشاند، ولی وظیفه دستور می‌دهد که در ماه رمضان خودداری کن، کسانی که سی روز وظیفه را انتخاب کرده‌اند، روز عید فطر را باید عید بگیرند، زیرا وظیفه را بر غریزه ترجیح داده‌اند.
غریزه فرزند دوستی به ابراهیم(ع) می‌گوید: اسماعیل(ع) را ذبح نکن، اما وظیفه و اطاعت می‌گوید: او را ذبح نما. حضرت ابراهیم(ع) در این دو راهی، رضای خداوند و وظیفه را بر تمایلات شخصی خود و غریزه پیروز کرد، لذا باید آن را عید بگیرد، اگر در حدیث می‌خوانیم: هر روز که در آن معصیت خدا نشود، عید است، به همین معنا است که در برابر جاذبه‌های هوای نفس در خط خدا قرار گرفته، هر گاه انسان بر خواسته همه شیطان‌های درونی و بیرونی پا می‌نهد آن روز را باید عید بگیرد.
قربانی چیست؟
قربان عبارت از کارهای نیکی است که انسان به وسیله آن بخواهد خود را به رحمت خداوند نزدیک کند، بنابراین عمل نیکی که انسان انجام دهد تا بدان وسیله خویشتن را به رحمت حق تعالی نزدیک سازد آن کار را قربان گویند؛ مانند فرمایش رسول اکرم صلی الله علیه و آله که فرمود: نماز موجب تقرب و نزدیکی هر پرهیزکار به رحمت پروردگار است.
بدیهی است که مراد از تقرب به خدای تعالی، قرابت زمانی و مکانی نیست چرا که بین خالق و مخلوق هیچگونه خویشاوندی وجود ندارد بلکه منظور آن است که از راه طاعت و انجام کارهای شایسته می‌تواند مشمول الطاف الهی قرار گرفته و به رحمت او نزدیک شود.
از جمله اعمالی که حجاج در روز دهم ذیحجه در سرزمین منا انجام می‌دهند کشتن شتر، گاو و یا گوسفند و انفاق آن به مستحقین است تا به وسیله این عمل نیک به رحمت پروردگار نزدیک شوند که آن را قربانی گویند.
اسرار و حکمت قربانی:
فدا کردن مال و انفاق آن در راه خدا از جمله اسرار و حکمت‌های قربانی است.
کشتن حیوان در مراسم قربانی اشاره به کشتن نفس اماره است و مرد خداشناس با شمشیر برنده عقل و ایمان، حیوان نفس را که به طور دائم وی را به کارهای زشت وا می‌دارد مقتول سازد و خانه دل را از لوث نفس لئیم پاک گردانده، آن را در راه حق و پیشگاه محبوب قربانی کند و حج اکبر نماید که اگر نفس اماره و خواهش‌های او کشته نشوند و آرام نگیرند هرگاه تمام نعمت‌ها و ثروت‌های دنیوی در اختیارش باشد و زمین و آسمان را ببلعد باز هم سیر نمی‌شود و ندای هل من مزید دارد.
در روایات می‌خوانیم اولین قطره خون قربانی که ریخت، خداوند گناهان صاحبش را می‌بخشد، اوقاتی که به خاطر تولد نوزاد یا ورود مسافر یا دفع بلا، گوسفند ذبح می‌شود، در روح و روان و حرکت اهل خانه شور و نشاطی پدید می‌آید.
به هر حال، ذبح صدها هزار گوسفند و نحر هزاران شتر، یک جلوه و زیبایی دارد، مظهر روحیه ایثار دسته جمعی است که خود از شعائر الهی است.
الف) سیر کردن گرسنه‌ها
یکی از اسرار قربانی سیر کردن گرسنه‌ها است قرآن در این باره می‌فرماید: «فکلوا منها واطعموا القانع والمعتر»؛ از گوشت‌هایی که قربانی می‌کنید هم خودتان میل نمائید، هم به قانع و معتر بدهید. قانع، فقیری است که به آنچه می‌گیرد، قانع است. معتر، فقیری است که علاوه بر تقاضای کمک اعتراض هم می‌کند. این نشان دهنده بینش وسیع اسلام است که در تقسیم گوشت و اطعام، پای‌بند تملق یا دعا و تواضع فقیر نباشید؛ او را سیر کنید، گرچه با شنیدن زخم زبان باشد.
ب) تقوا
هدف اصلی در مسأله قربانی، رسیدن به مقام عالی تقوا است. قرآن در این زمینه می‌فرماید: این قربانیان که زائران خانه خدا به هنگام توقف در منا ذبح می‌کنند، گوشت یا خون آنها به خدا نمی‌رسد، بلکه هدف از قربانی، شکوفا شدن روح ایثار و نشان دادن میزان عشق و قرب به خدا و تقوا است.

صحرای عرفات…

دسامبر 30, 2006

عرفات
عرفات نام صحرایی است وسیع و هموار، در دامنه کوهی به نام «جبل الرحمه» که در جنوب شرقی مکه مابین «ثویه» و «عرنه»، «نمره» تا «ذی المجاز» قرار دارد. طول تقریبی این صحرا دوازده کیلومتر و عرض آن 5/6 کیلومتر است. عرفات در 21 کیلومتری مکه واقع شده و بخش عمده آن از حرم خارج می‌باشد.
در وجه تسمیه آن اقوال مختلفی وجود دارد:
برخی آن را جمع «عرفه» و به معنی کوه و بلندی ذکر کرده‌اند، بعضی آن را از عرفان، شناخت و معرفت دانسته و برای چنین نامگذاری نیز ریشه‌های تاریخی قائل شده‌اند. از جمله آن که حضرت آدم و حوا پس از هبوط به زمین و بعد از جدایی طولانی در این صحرا به یکدیگر رسیده و با هم آشنا شده‌اند. عده‌ای نیز گفته‌اند عرفات (به معنای آشنایی) به آن علت است که حضرت ابراهیم علیه السلام در این جا توسط جبرئیل با مناسک خود آشنا شد و به آنها عارف شد.
عرفات نام صحرایی است وسیع و هموار، در دامنه کوهی به نام «جبل الرحمه» که در جنوب شرقی مکه مابین «ثویه» و «عرنه»، «نمره» تا «ذی المجاز» قرار دارد. طول تقریبی این صحرا دوازده کیلومتر و عرض آن 5/6 کیلومتر است. عرفات در 21 کیلومتری مکه واقع شده و بخش عمده آن از حرم خارج می‌باشد.
در حدیثی از امام صادق علیه السلام نقل شده که در وجه تسمیه عرفات فرمود: جبرئیل روز عرفه بر ابراهیم فرود آمد و به او گفت: به گناهانت اعتراف کن و مناسک را بشناس و لذا چون او اعتراف کرد آنجا را عرفات نامیدند.
وقوف در عرفات نه تنها یکی از ارکان اصلی مناسک حج است و حج بدون عرفه حج نیست، بلکه این وقوف دارای فضائل بسیار ارزشمندی است. تمام زائران خانه خدا در روز نهم ذی الحجه به این سرزمین مقدس می‌آیند و در آن وقوف می‌کنند. پیامبر اکرم در روز عرفه، در «نمره» نزدیکی عرفات، کنار سنگ بزرگی فرود می‌آمدند. این سنگ، صخره‌ای در سمت راست عرفات بود و بعدها در مکان مورد نظر «مسجد نمره» ساخته شد. در منایع تاریخی آمده است که محل وقوف رسول خدا همان محل وقوف حضرت ابراهیم بوده است. قبیله قریش در دوران جاهلی و آغاز اسلام در عرفات وقوف نمی‌کردند، زیرا معتقد بودند اهل حرم هستند و باید بر خلاف سایر مردم در داخل حرم وقوف یابند، ولی خداوند دستور داد که همه باید در عرفات وقوف پیدا کنند.
در قرآن کریم نیز نام این سرزمین ذکر شده است: «فاذا افضتم من عرفات فاذکروالله عند مشعرالحرام؛ و هر گاه از عرفات برگشتید، خداوند را در مشعرالحرام یاد کنید.» (بقره/ 198)
در سال دهم هجری که پیامبر آخرین حج خود را موسوم به حجة الوداع را انجام داد، در سرزمین عرفات برای مسلمانان خطبه‌ای بسیار مهم ایراد فرمود که منشور حقوق بین المللی اسلام نام گرفته است. در این خطبه، آن حضرت برای آخرین بار بر تمامی ارزش‌های جاهلی خط بطلان کشیدند و خون‌های جاهلی را تمام شده و سنت‌های گذشته را مطرود ساخت.
از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمود: خداوند عزوجل زمین را از زیر کعبه گسترش داد تا منا، سپس آن را از منا به سوی عرفات گسترانید. پس زمین از عرفات است و عرفات از منا است و منا از کعبه است.
حضرت سیدالشهداء هنگامی که از مدینه به سوی مکه حرکت کرد، در روز عرفه در همین سرزمین دعایی خواند که سرشار از مضامین توحیدی بسیار عالی است. این دعا به دعای امام حسین علیه السلام در روز عرفه مشهور است.
منابع:
1) علل الشرایع، ج 2، ص 436.
2) تاریخ آثار اسلامی مکه و مدینه، ص 68 و 176 تا 179.
3) لغت نامه دهخدا.
4) الفروع من الکافی، ج 4، ص 189.
5) سایت تبیان

میلاد خجسته امام رضا(ع)

دسامبر 2, 2006

میلاد خجسته امام رضا(ع)
امام رضا (ع)، هشتمین امام از این پیشوایان پاک و گرامى است. امام رضا (ع) تنها امام از این عزیزان است که قبر مطهرش در ایران قرار دارد که شیعیان براى زیارت آن همواره به آن جا مى روند.
نامهاى امام:
امام رضا(ع) در سال 148 هجرى قمرى یعنى حدود (1250) سال پیش در شهر مدینه به دنیا آمد. پدر ایشان امام موسى بن جعفر(ع)، یعنى امام هفتم شیعیان و مادرشان بانویى بزرگوار و خردمند به نام (تکتم) یا (نجمه) بود. امام رضا(ع) در همان سالى زاده شد که پدربزرگ ایشان، یعنى حضرت امام جعفر صادق(ع)، به شهادت رسید.
نام ایشان (على ) است، ولى بر اساس شیوه اى که در میان اعراب مرسوم است، به وى (ابوالحسن) مى گفتند. این گونه اسمها را (کنیه) مى نامند. علاوه بر نام و کنیه، گاه عنوان دیگرى نیز به افراد مى دهند که آن را (لقب) مى گویند. امام هشتم داراى لقب هاى متعددى است. از جمله معروف ترین این القاب، (رضا)، (عالم آل محمد)، (غریب الغرباء)، (شمس الشموس) و (معین الضعفاء) است. نامیدن هر فرد به این نامها، یعنى اسم، کنیه و لقب دلیل خاصى دارد. گفته اند که وى را به این جهت (رضا) لقب داده اند که خدا از او راضى است.
دوران کودکى و جوانى امام در مدینه گذشت. اخلاق نیکو، دانش فراوان، ایمان و عبادت بسیار از ویژگى هایى بود که امام را مشخص مى ساخت.
—————
نشد که بشه! خلاصه امسال هم امام رضا قبولم نکرد که برم کنارش و خودم با زبون خودم باهاش حرف بزنم و درد دل کنم، از زمونه براش بگم و خلاصه هر چقدر دعا و آرزو دارم ازش بخوام…نشد…
حالا که حرف از امام رضا و مشهد شد بگذارید چند سخن از امام رضا بنویسم.
*شخصی از امام رضا پرسید حد توکل چیست؟ حضرت فرمودند: اینکه با وجود خدا از هیچ کس نترسی.
*نیکوترین مردم از نظر ایمان، خوش خلق‌ترین و با لطف ترین آنها نسبت به اهل خویش است.
– پایه های ایمان چهار چیز است:
1- توکل بر خدا
2- خشنود بودن به حکم و قضای خدا
3- تسلیم فرمان خدا
4- واگذار نمودن کار به خدا
دوستانی که پیش آقا هستند من را هم دعا کنند…خیلی محتاجیم…
ای کاش کبوتر حرمت بودم آقا…

ماه مبارک رمضان هم آمد!

سپتامبر 24, 2006

ماه مبارک رمضان
نخستین کارى که باید در ارتباط با ماه مبارک رمضان انجام گیرد، بدست آوردن نگاه صحیح نسبت به آن مى باشد، نگاهى برگرفته از آنچه که کتاب خدا و پیشوایان راستین الهى به انسان ارایه کرده اند. بدین ترتیب انسان مومن، در آغاز و پیش از انجام هرگونه رفتار و برخورد با این ماه، در تب و تاب به دست آوردن آگاهى از چیستى ماه رمضان و کسب معرفت لازم درباره مقام، موقعیت و جایگاه آن است.
رمضان از مصدر «رمض‏» به معناى شدت گرما، و تابش آفتاب بر رمل… معنا شده است، انتخاب چنین واژه‏اى براستى از دقت نظر و لطافت‏خاصى برخوردار است. چرا که سخن از گداخته شدن است، و شاید به تعبیرى دگرگون شدن در زیر آفتاب گرم و سوزان نفس و تحمل ضربات بى امانش، زیرا که رمضان ماه تحمل شدائد و عطش مى‏باشد، عطشى ناشى از آفتاب سوزان یا گرماى شدید روزهاى طولانى تابستان.
و عطش دیگر حاصل از نفس سرکشى که پیوسته مى‏گدازد، و سوزشش براستى جبران ناپذیر است.
در مقایسه این دو سوزش، دقیقا رابطه عکس برقرار است، بدین مفهوم که نفس سرکش با چشیدن آب تشنه‏تر مى گردد، و هرگز به یک جرعه بسنده نمى‏کند، و پیوسته آدمى را در تلاش خستگى ناپذیر جهت ارضاى تمایلات خود وا مى‏دارد. و در همین رابطه است که مولوى با لطافت هرچه تمام تر این تشبیه والا را به کار مى‏گیرد و مى‏گوید:
آب کم جو تشنگى آور به دست تا بجوشد آبت از بالا و پست تا سقا هم ربهم آید جواب تشنه باش الله اعلم بالصواب زین طلب بنده به کوى حق رسید درد مریم را به خرما بن کشید
اما از سوى دیگر، عطش ناشى از آفتاب سوزان سیرى پذیر است، و قانع کننده.
امیدوارم از این ماه پر فیض و برت نهایت استفاده را ببریم…
—————————–
به همین مناسبت گفتم خالی از لطف نیست که چند پلاگین وردپرس که با این ایام مطابقت دارد را معرفی کنم…
اولین پلاگین random-quran، هست که به صورت اتفاقی یک آیه از قرآن را می توانید در وبلاگتان به نمایش در آورید، برای استفاده و آشنایی بیشتر با این پلاگین و نویسنده آن می توانید به اینجا مراجعه کنید.
پلاگین بعد اسمش هست random-hadith، که به صورت اتفاقی یک حدیث را در وبلاگ شما قرار می دهد، برای استفاده از این پلاگین هم می توانید به اینجا مراجعه کنید.
امیدوارم که از معرفی این پلاگین ها راضی باشید.
التماس دعا.

چرا اعتکاف؟!

اوت 8, 2006

همانطور که می دانیم این چند روز به ایام البیض معروف است و مراسم اعتکاف برگزار می شود و مسلمان این سه روز را در مساجد به راز و نیاز با خدای خود می پردازند… من با این مراسم زیاد موافق نیستم، راز و نیاز و دعا و عبادت در سه روز و بعد هم هر کاری که دلمان خواست انجام دهیم…می دانید هر ساله چقدر پول هزینه می شود تا این مراسم برگزار شود؟
آیا پیامبر (ص) راضی است که ما در مساجد برویم و دعا و عبادت کنیم…اما دختری یتیم یا کم در آمد به دلیل نداشتن هزینه مالی نتواند جهزیه خود را تهیه کند!
آیا وجدانمان راحت است چنین پول های هنگفتی خرج کنیم تا این مراسم انجام شود ولی کسی باشد که به این پول بیشتر از انجام این مراسم احتیاج داشته باشد؟
آیا امام علی (ع) راضی است؟ آیا پیامبر (ص) راضی است؟ آیا مورد رضایت اسلام است؟
من و همه شما خوب می دانیم امام علی (ع) نماز شب خود را رها می کردند و به کمک یتیمان و نیازمندان می شتافتند، و با دادن طعام و خوراکی و وسائل مورد نیازشان آنها را خوشحال می کردند؛ مگر ما مسلمان نیستیم؟ چرا باید همیشه حاشیه اسلام را نگاه کنیم؟ چرا روح اسلام را نمی دانیم؟
این فقط به مراسم اعتکاف ختم نمی شود…محرم و رمضان نیز همین ماجرا ها وجود دارد…آدم وقتی می بیند کسی که تمام عمرش نزول خورده است و مال مردم خوری کرده است چنین مراسن با شکوهی می گیرد…بیشتر دلگیر می شود.
یادمان باشد ما هر چه دعا و راز و نیاز کنیم آما آدم نباشیم هیچ فایده ای ندارد…
یادمان باشد؛ خدا شاید، شاید و باز هم شاید نماز نخواندن و روزه نگرفتن ما را ببخشد ولی سه چیز است که خدا هر گز نمی بخشد…این سه چیز همیشه در احادیث آمده است و تکرار شده است..
1)آزار و اذیت پدر و مادر و مورد عاق و نفرین پدر و مادر قرار گرفتن.
2)خوردن مال مردم و مردم آزاری کردن…یادمان باشد خدا همیشه گفته است حق الناس از حق الله مهمتر است…در احادیث ببینید که خدا چقدر مهربان و بزرگ است که خیلی وقت ها از حق خودش می گذرد ولی از حق الناس هر گز نمی گذرد.
یاد این شعر افتادم که می گوید:
می بخور، منبر بسوزان، آتش اندر خرقه کن
ساکن میخانه باش و مردم آزاری مکن…
(همام اصفهانی)
نظر شما درباره شعر بالا (ضرب المثل) چیست؟ هیچ کاری در این دنیا بدتر از مردم آزاری نیست، شاید تمام ادیان آسمانی به وجود آمدند تا مردم آزاری را ریشه کن کنند…خلاصه هر کاری که دلت می خواهد در این دنیا انجام بده ولی مردم آزاری مکن.
3)خوردن شراب در ماه های حرام.
طبق احادیث این سه گناه هرگز بخشیده نمی شوند…
بعضی ها هم می گویند سیزده عدد نحسی است…یادمان باشد میلاد مولایمان در روز سیزده رجب است؛ و باز هم یاد این شعر افتادم که می گوید:
سیزده را تو مخوان نحس که دور از ادب است
ز آنکه میلاد علی (ع) سیزدهم از رجب است
یادمان باشد همه روز ها روز های خدا هستند و هر روز می توانیم با خدا راز و نیاز کنیم و از خدا کمک طلب کنیم…روز خدا محدود به دو یا سه روز نمی شود…یادمان باشد روح اسلام را بدانیم نه ظاهر اسلام…به امید چنین روزی…
راستی این شعر زیبا و دلنشین را هم از مرحوم محمد رضا آقاسی گوش کنید؛ خیلی دل ها را آرام میکند…

ولادت امام علی(ع) و روز پدر مبارک باد.

اوت 7, 2006

ولادت امام علی (ع)بر همه مبارک باد.
نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت
متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را

(شهریار)
همه ما حضرت علی (ع) را می شناسیم و می دانیم کیست و چه کار هایی کرده است…فقط چند مطلب که بیشتر به درد ما می خورد و بیشتر با اوضاع جامعه ما سازگاری دارد و می توانیم بیشتر از آنها استفاده کنیم را در زیر می نویسم…
حضرت علی (ع) در نامه ای به عثمان بن حنیف چنین می نویسند:
بدان که امام شما از دنیایش به این دو جامه کهنه و از غذاها به دو قرص نان اکتفا کرده است. آگاه باش! شما توانایی آن را ندارید که چنین باشید، اما مرا با ورع، تلاش، عفت، پاکی و پیمودن راه صحیح یاری دهید.
حضرت علی (ع) چگونه با زنان و دختران ارتباط داشتند؟
چگونگی ارتباط داشتن با زنها و دخترها نامحرم در جامعه، یکی از معضلات امروز جوان ها است. بخاطر اینکه نه الگوی مناسبی در مورد آ‌ن ارائه شده است و نه دیدگاه دین در مورد آن به خوبی مشخص و تبیین شده است. تازه، تندروی ها و کج رویهای گروهها و طبقات گوناگون در مرحله عمل را هم به آن اضافه کنید.
اگر به سیره امیرالمؤمنین دقت کنیم ،‌می بینیم که حضرت علی (ع) در سنین جوانی با زنان سالخورده اسلام سلام و احوالپرسی می نمود ولی با دختران و زنان جوان نه! حتی سلام هم نمی کرد. در حالیکه پیامبر در همان زمان با زنان و دختران هم سلام و احوالپرسی می کردند. چون زمانی که علی (ع) 20 ساله و در عنفوان (دوران جوانی)، جوانی چنین عمل می نمود، پیامبر اکرم (ص) قریب 50 سال از عمر شریفشان می گذشت بنابراین از آنجا که احتمال پیش آمدن گناه دست کم برای طرف مقابل دور از ذهن نبود،‌ علی (ع) این تربیت شده مکتب پیامبر به عنوان یک جوان سعی داشت مسائل ارتباطی و حدود بین دختر و پسر یا به عبارتی زن و مرد را مراعات کند. هر چند وجود نازنین آن حضرت مبرا و پاکیزه از هر گونه آلودگی بود.
از طرفی پیامبر سه دختر جوان به نام های زینب، ام کلثوم و فاطمه در خانه داشتند. حضرت علی (ع) با اینکه از کودکی به این خانه رفت و آمد داشتند،‌ اما در این رفت و آمدها نهایت دقت را به عمل می آوردند. در حالیکه همین علی (ع) در دوران خلافتش، وقتی که حدود 60 سال سن داشت و همسر شهیدی را نیازمند کمک دید، به یاری او شتافت.
پس در ارتباط با افراد نامحرم ،‌چیزی که بیش از عوامل دیگر اهمیت دارد؛ نیت و انگیزه طرفین و از همه مهمتر عدم امکان وجود مفسده درا ین ارتباط برای هر دو نفر است!
یاری رساندن به نیازمند و در طلب رضای خدا آنهم در حد ضرورت مطلوب است و لیکن این سیره جدای از بهانه جویی برای آشنایی و استمتاعات و لذت جویی و هرگونه آلودگی دیگر است.
به راستی که کسی چون حضرت علی (ع)، در سنین جوانی اش و در ریزترین حرکات و رفتارهایش بهترین الگوی نسل ماست.
(more…)

ماه رجب شروع شد …

ژوئیه 27, 2006

فرا رسیدن ماه مبارک و پر خیر و برکت رجب، ماه زدودن زنگار دلها بر شما مبارک باد.
ماه رجب و ماه های شعبان و رمضان از ماه های بسیار پر فضیلت است و از تعبیرات بعضی از روایات بر می آید که ماه رجب در میان این سه ماه امتیاز خاصی دارد تا آنجا که ماه رجب «ماه خدا»، ماه شعبان «ماه پیامبر» و ماه مبارک رمضان «ماه امت» نامیده شده است.
از روایات متعددی که درباره روزه های ماه رجب وارد شده اهمیت فوق العاده ی این ماه و عبادت و خودسازی در آن کاملاً روشن می گردد، در حدیث از رسول خدا آمده که هر کس یک روز از این ماه را روزه بگیرد خشنودی عظیم خدا را بدست آورده، خشم الهی از او دور می شود و درهای جهنم به روی او بسته خواهد شد.
«پیامبر اکرم ماه رجب را «ماه اَصَب» نامیده اند زیرا رحمت خدا در این ماه بر امت فرو می ریزد. حضرت رسول الله (ص) فرمود رجب ماه استغفار امت من است پس در این ماه بسیار طلب آمرزش کنید که خدا آمرزنده و مهربان است.
پس بسیار بگویید:
اَسْتَغْفِرُاللهَ وَاَسْئَلُهُ التَّوْبَةَ.
«به نقل از مفاتیح الجنان»»
نگویمت همه ساله می پرستی کن
سه ماه می خور و نه ماه پارسا می باش
(حافظ)

چند سخن…

فوریه 7, 2006

چون در ایام عزاداری امام حسین(ع) هستیم گفتم چند سخن از ایشون بنویسم…شاید به سخنانش تونستیم عمل کنیم…
امام حسین هیچ احتیاجی به عزاداری ما نداره ما فقط برای خودمون داریم این کار ها را می کنیم…
چند سخن گرانبها از امام حسین (ع):
:: پنج چیز است اگر در انسان نباشد در او بهره زیادی نخواهد بود:
1-عقل 2-دین 3- ادب 4- حیا 5- خوش اخلاقی.
:: از آنچه موجب عذر خواهی می شود بپرهیز ، زیرا مومن بد نمی کند ، عذر خواهی هم نمی کند ولی منافق هر روز کار بد می کند و بعد عذر خواهی می کند.
:: امام حسین(ع) بسیار اوقات به این قول شاعر تمثل می جست و آنرا می خواند که: ای اهل لذتهای ناپایدار دنیا ، فریفته شدن به سایه ناپایدار ، بی خردی است.
:: هر کس خدا را بپرستد و حق بندگی او را بجای آورد , خداوند به او بیش از آنچه می خواهد می رساند .
:: اگر سه چیز نبود , هرگز فرزند آدم سر تسلیم فرو نمی آورد : فقر و نیازمندی , بیماری و مرگ .
:: اسقاط تدریجی خدا بر بنده خود , این است که تمام نعمتها را بر او می بخشد و شکر و سپاس را از او می گیرد.
:: بخیل کسی است که در سلام کردن بخل ورزد. نیز می فرمایند : به کسی که سلام نداده اجازه صحبت ندهید.
:: کسی از نظر مقام و منزلت بزرگوارتر است که به زرق و برق دنیا در دست هر که باشد ارزش قائل نشود.
:: هر کس از کار فرو ماند و راه تدبیر بر او بسته شود , کلیدش مداراست.
:: خداوندا مرا با احسان خود , فزون طلب منما و با بلا و گرفتاری ادب مکن.
منبع : کتاب نهج الشهاده (مجموعه سخنان امام حسین (ع))