Posts Tagged ‘اجتماعی’

سی ثانیه پای صحبت برایان دایسون

نوامبر 4, 2011

فرض کنید زندگی همچون یک بازی است. قاعده این بازی چنین است که بایستی پنج توپ را در آن واحد در هوا نگهدارید و مانع افتادنشان بر زمین شوید. جنس یکی از آن توپها از لاستیک بوده و باقی آنها شیشه ای هستند. پر واضح است که در صورت افتادن توپ پلاستیکی بر روی زمین، دوباره نوسان کرده و بالا خواهد آمد، اما آن چهار توپ دیگر به محض برخورد، کاملا شکسته و خرد میشوند.
او در ادامه میگوید: آن چهار توپ شیشه ای عبارتند از خانواده، سلامتی، دوستان و روح خودتان و توپ لاستیکی همان کارتان است. كار را بر هیچ یك از عوامل فوق ترجیح ندهید، چون همیشه كاری برای كاسبی وجود دارد ولی دوستی كه از دست رفت دیگر بر نمیگردد، خانواده ای كه از هم پاشید دیگر جمع نمیشود،‌ سلامتی از دست رفته باز نمیگردد و روح آزرده دیگر آرامشی ندارد.
(برایان دایسون)

شب های امتحان!!!!

ژانویه 1, 2011

خدا جون یه تکون، خدا جون دو تکون، خدا جون کتابا را بگیر توی کلمون بتکون!

book_sleep_reading_درس خواندن شب امتحان

———————————————–
شب های امتحان… scary exam _ ترس شب امتحان
بی همگان بسر شود، بی تو بسر نمی شود
این شب امتحان من چرا سحر نمی شود؟!

مولوی او که سر زده، دوش به خوابم آمده
گفت که با یکی دو شب، درس به سر نمی شود!

خر به افراط زدم (منظور درس خواندن زیاد است.)، گیج شدم قاط زدم reading books for exam _ درس خواندن در شب های امتحان
قلدر الوات زدم، باز سحر نمی شود!

استرس است و امتحان، پیر شده ست این جوان
دوره آخر الزمان، درس ثمر نمی شود!

مثل زمان مدرسه، وضعیت افتضاح و سه
به زور جبر و هندسه، گاو بشر نمی شود!

مهلت ترمیم گذشت، کشتی ما به گل نشست
خواستمش حذف کنم، وای دگر نمیشود!

هر چه بگی برای او، خشم و غصب سزای او
چونکه به محضر پدر، عذر پسر نمی شود

رفته ز بنده آبرو، لیک ندانم از چه رو
این شب امتحان من، دست بسر نمی شود

توپ شدم شوت شدم، شاعر مشروط شدم
خنده کنی یا نکنی، باز سحر نمی شود!!! 😉 🙄

شعر از : » مشروط الشعرا »
———————————————–
پی نوشت: امتحان بدون تقلب مثل کریسمس بدون درخت است! 😯
(کی اس الیت)

زندگی دانشجویان خوابگاهی به روایت تصویر!

نوامبر 11, 2010

ساعت ۲ نصف شب یک اتاق
ساعت ۲ نصف شب یک اتاق

ساعت ۳ نصف شب کل خوابگاه منهای سرپرست
ساعت ۳ نصف شب کل خوابگاه منهای سرپرست

ساعت ۴ صبح هنگام خواب
ساعت ۴ صبح هنگام خواب

وضعیت تحصیل در خوابگاه
وضعیت تحصیل در خوابگاهوضعیت تحصیل در خوابگاهوضعیت تحصیل در خوابگاه

اولین روزهای خوابگاه
اولین روزهای خوابگاه

گفت و گوی صمیمانه برسرآماده کردن صبحانه بعد از گذست چند روز
گفت و گوی صمیمانه برسرآماده کردن صبحانه بعد از گذست چند روز

پایان گفت و گو
پایان گفت و گو

امکانات غذایی در خوابگاه
امکانات غذایی در خوابگاه

طریقه ظرف شستن در خوابگاه
طریقه ظرف شستن در خوابگاه

اواخر ترم وضعیت ۷۰درصد دانشجویان
اواخر ترم وضعیت ۷۰درصد دانشجویان

و این هم آخر عاقبتش!!
و این هم آخر عاقبتش!!

تولد گلها مبارک باد!

مارس 20, 2010

عید نوروز سال 1389 مبارک باد.
تیک تیک عقربه ها، ساعت 21 و 2 دقیقه و 13 ثانیه شنبه 29 اسفند را طی کرد و سال 1389 هجری شمسی را آغاز کرد. بهتر است از همین حالا شروع کنیم، ثانیه ها در گذر اند. به چشم بر هم زدنی ایام روزگار می گذرند؛ ای کاش روز شمار زندگی هایمان پراز خیر و برکت باشد.

سال 1389 سال پلنگ مبارک باد.
این بار می خواهم هفت سین عید را با یاد تو بچینم 😉
سبزه را با یاد روی سبزه و زیبایت
سمنو به یاد شیرینی لبخندت
سایه دانه به رنگ چشم هایت
سنبل به یاد بوی خوشت
سرکه با یاد ترشی مهربانیت
سیب با یاد تردی و سرخی گونه هایت
سکه با یاد درخشش قلبت
سیر با یاد تندی کلامت
ماهی به یاد وجودت
بی تو، بوی عید را نمی شنوم… از بس که بوی تو را در سر دارم… 😎 😳 🙄
با همه خوبی ها و بدی هایت… دوستت دارم.

فرا رسیدن سال نو را به همه شما تبریک می گویم و سال نو خوبی را برای شما همراه با سلامتی، شادکامی، حرکت و موفقیت آرزو می کنم.
امیدوارم که با بهره گیری مناسب از ایام نوروز در ادامه راه زندگی استوار و پایدار باشیم.
————————–
سال و مال و فال و حال و اصل و نسل و بخت و تخت
بادت اندر شهریاری برقرار و بر دوام
سال خرم، فال نيكو، مال وافر، حال خوش
اصل ثابت، نسل باقي، تخت عالي، بخت رام
سال نو مبارک باد.

زنده رود، لطفا زنده شو!

اکتبر 14, 2009

ای «آب» !
باز آی که خطه ی سپاهان
و آن چشم و چراغ ملک ایران
اندر قدم تو جان فشاند
بر دیده ی روشنت نشاند
از هجر تو سخت بی قرار است
در را تو چشم انتظار است
باز آی که آرزوی مایی
ای «آب» تو آبروی مایی
شعر از: شادروان بهشتی نژاد، متخلص به «دریا»
——————————–
زنده رود، آلان خیلی وقت هست که مرده است.
کاش میتونستم زنده اش کنم .. کاش! 🙄
کاش زنده اش کنند!
زاینده‌رود اصفهان که روزگاری میزبان آب‌های زلال سرچشمه گرفته از زردکوه بختیاری بود، این روزها به محل چرای چهارپایان تبدیل شده است.
زاینده‌رود اصفهان که روزگاری میزبان آب‌های زلال سرچشمه گرفته از زردکوه بختیاری بود، این روزها به محل چرای چهارپایان تبدیل شده است.
زاینده‌رود اصفهان که روزگاری میزبان آب‌های زلال سرچشمه گرفته از زردکوه بختیاری بود، این روزها به محل چرای چهارپایان تبدیل شده است. 😦 😥
لینک خبر

پیشینه خالی بندی!!

اکتبر 14, 2009

پیشینه خالی بندی!
امروز در سایت تبیان مطلب جالبی درباره پیشینه کلمه «خالی بندی» که این روز ها بین مردم به خصوص جوان ها بسیار رواج پیدا کرده است، دیدم. گفتم بگذارم اینجا چون خواندنش خالی از لطف نیست. 😉
این روزها عبارت خالی بندی به معنی دروغ گفتن رایج شده است اما پیشینه این واژه به دهها سال پیش یعنی زمان سلطنت رضا شاه بر می گردد! نقل می کنند که در زمان رضاشاه به دلیل کمبود اسلحه، بعضی از پاسبانهایی که گشت می دادند فقط غلاف خالی اسلحه یعنی همان جلدی که اسلحه در آن قرار می گیرد را روی کمرشان می بستند و در واقع اسلحه ای در کار نبود. دزدها و شبگردها وقتی متوجه این قضیه شدند برای اینكه همدیگر را مطلع كنند به هم می گفتند که طرف «خالی بسته» و منظورشان این بود که فلان پاسبان اسلحه ندارد و غلاف خالی اسلحه را دور کمرش بسته به این معنی كه در واقع برای ترساندن ما بلوف می زند که اسلحه دارد و روی همین اصل بود که واژه خالی بندی رواج پیدا کرد. ولی این واژه هیچ ارتباطی به دروغگویی و لاف زدن به صراحت زمان حاضر نداشت. حالا چرا در این چند دهه ی اخیر این واژه متداول شده و همچنان هم رو به تزاید (زیاد شدن) است مشخص نیست.

اصفهان بدون زاینده رود…

سپتامبر 1, 2009

سی و سه پل، خشک و بی آب
این روزها از هر اصفهانی بپرسید از زاینده رود چه خبر، احتمالا با آهی جانسوز می‌گوید: زاینده رود دیگر زنده نیست! 😦 😥
این خشک ‌سالی آثار روحی و روانی زیادی بر روی همه مردم شهر اصفهان گذاشته است.
اصفهان بدون زاینده رود هیچ لطفی ندارد، کلا عباهت اصفهان به رودش است و ما اصفهانی ها کلی به آن افتخار میکنیم و می بالیم. من خودم از این اتفاق بسیار ناراحت شدم. 😦
اصفهان بدون جریان زنده‌رود، بخش مهمی از زیبایی‌اش را از‌دست داده است و شب‌هایش بدون صدای این رود چیزی كم دارد.
درست است که اصفهان عالی قاپو، منارجنبان، چند تا مسجد و … را دارد ولی هیچ کدام مثل سی و سه پل نمی شود. 😛
برخی از مردم این این بی‌آبی را نشانی از ناشکری می‌دانند، امیدوارم خداوند همه ما را مورد رحمت خودش قرار بدهد و از این بی آبی نجاتمان دهد.
زاینده رود كه از آن به عنوان رگ حیاتی و عامل اصلی سرسبزی و حاصلخیزی اصفهان نام می برند و پل های تاریخی «سی و سه پل»، «پل خواجو»، «پل شهرستان»، «پل مارنان»، «پل فلزی »و «پل جویی » و … بر روی آن بنا شده است، از دامنه های زردكوه بختیاری حد فاصل بین اصفهان و لرستان سرچشمه گرفته و از غرب به شرق جریان دارد.
این رودخانه پیش از این به نام‌های زاینده‌رود، زنده‌رود، زند‌رود، زرین‌رود، زرینه‌رود، زن‌رود و زندک رود نامیده می‌شده است. نام هایی که نشان از زندگی دارد.
به زاینده رود نیز شهرت دارد چرا که آب آن در طول مسیر افزون می‌شده است. برخی نیز این رود را نماد زندگی می‌دانستند و نام زنده‌رود بر آن نهاده‌اند.
سی و سه پل که بر روی زاینده رود واقع است قدمتی 400 ساله دارد اما این روزها خشکه خشک است و فرصت مناسبی برای فوتبال بچه‌ها شده است.
یادم هست پیش از این هم، در دو یا سه سال پیش حدودا یک ماه آب خشک شده بود و همه در کف رودخانه‌ها قدم می‌زدند، مثل الان.
این خشک شدن باعث شد پرندگانی که به زاینده رود می آمدند کم شوند.
باغ‌های اطراف زاینده رود خشک شدند.
ایام تابستان همیشه اکثر مسافران به خاطر زاینده رود به اصفهان می‌آیند ولی از آن موقع که زاینده رود خشک شده است اصلا دلشان نمی‌آید به اصفهان بیایند.
آنهایی كه دوران پرآبی زاینده‌رود اصفهان در ذهنشان است، این روزها چندان تمایلی ندارند كه به اصفهان بروند و از بالای سی‌و‌سه پل به بستر خشک این رود بنگرند.
متاسفانه قسمت عمده ای از آب زاینده‌رود صرف خنک کردن دو مجتمع عظیم صنعتی (به نظر من بزرگترین آلاینده‌های شهر اصفهان) یعنی مجتمع فولاد مبارکه و ذوب آهن اصفهان می شود.
خوشبختانه استاندار اصفهان (سیدمرتضی بختیاری ) گفته است: اواسط مهرماه امسال آب در زاینده‌رود برای كشت پاییزه كشاورزان جاری خواهد شد.
رئیس شورای اسلامی شهر اصفهان (عباس حاج رسولی‌ها) گفته است:‌
همزمان با ورود آب به رودخانه، جشنی باشكوه برگزار خواهیم كرد تا علاوه بر نشان دادن علاقمندی مردم نسبت به حیات این رودخانه و علاقه به این سرزمین، مسوولان و دولتمردان ما نیز از دلبستگی و وابستگی حیات مردم به این رودخانه بیش از گذشته آگاه شوند.
——————————–
حافظ شیرازی، شاعر زیباپرست و ستایشگر، در وصف زاینده رود و محله باغ كاران چنین سروده است:
روز وصــل دوستـداران یاد بــاد
یاد باد آن روزگـاران یاد بــاد
كامم از تلخــی غم چون زهر گشت
بانگ نوش شاد خواران یاد باد
گرچه صد رود است از چشمم روان
زنــده رود و باغ كاران یاد بـاد
——————————–
گوش کردن به تصنیف به اصفهان رو با صدای استاد تاج اصفهانی در کنار زاینده رود و سی و سه پل پر آب و زنده صفایی وصف ناپذیر دارد. ان شا الله دوباره زاینده رود و سی و سه پل پر از آب می شوند و ما دل خوش! 😆
(دانلود تصنیف به اصفهان روبا صدای استاد تاج اصفهانی)
——————————–
با دوستم سید از کنار سی و سه پل رد می شدیم که چند تا عکس از سی و سه پل خشکیده و بی آب گرفتم، از اینجا ببینید.

آنکس که بداند و نداند …

مه 17, 2009

همه شما دوستان حتما این شعر را شندیده اید یا در جایی خوانده اید:
آنکس که بداند و بداند که بداند
اسب خرد از گنبد گردون بجهاند

آنکس که بداند و نداند که بداند
بیدار کنیدش که بسی خفته نماند

آنکس که نداند و بداند که نداند
لنگان خرک خویش به منزل برساند

آنکس که نداند و نداند که نداند
در جهل مرکب ابدالدهر بماند
(ابن یمین)

اما در دنیای امروز و در اطراف ما در بیشتر اوقات وضع جور دیگری است:
آنکس که بداند و بداند که بداند
باید برود غاز به کنجی بچراند

آنکس که بداند و نداند که بداند
بهتر برود خویش به گوری بتپاند

آنکس که نداند و بداند که نداند
با پارتی و پول خر خویش براند

آنکس که نداند و نداند که نداند
بر پست ریاست ابدالدهر بماند
(این مطلب نقل قولی از وبلاگ های دیگر است، کافی است مصرع اول این شعر را در گوگل جستجو کنید تا وبلاگ ها و سایت های زیادی که این شعر را نوشته اند، بیابید.)

خاطره ای ماندگار از پنچر شدن!

نوامبر 11, 2008

امروز هوا به شدت سرد و بارونی بود و بیرون چند تا کار داشتم از اون طرف باید می رفتم دانشگاه، پس ماشین را آتش کردم و رفتم کارهایم را انجام دادم و رفتم دانشگاه، تا رسیدم به پارکینگ نسبتا پر بود و اگر می خواستم جا پیدا کنم طول می کشید، بنابراین ماشین را بیرون از پارکینگ گذاشتم، البته خیلی ماشین دیگر هم همان جا پارک کرده بودند، خلاصه از ساعت 10 صبح تا 5 بعد از ظهر چند کلاس داشتم، ساعت پنج خسته و کوفته به طرف ماشین آمدم که چشمتان روز بد نبیند…
بروبچ با مرام حراست باد حدود سی تا از ماشین ها را کشیده بودند. گفتیم چرا؟ گفتند چون باید حتما در پارکینگ پارک می کردید؟ انجا پارک ممنوع است و… واقعا از این کارشان ناراحت شدم ولی دیگر چه باید می کردیم؟ خوشبختانه تایر زاپاس داشتم و زود عوض کردم و آمدم…به هر حال این کار در این سرما و باران اذیت بود و در کل درست نبود.
بار دیگر در دل گفتم: اللهم عجل لولیک الفرج.

ای قوم به حج رفته کجایید کجایید؟

نوامبر 5, 2008

امروز یکی از دوستانم سخنانی از یک روحانی (حاج آقا دانشمند) از تلفن همراه اش برایم پخش کرد که حرف هایش بسی جای تأمل داشت. می گفت واقعا چه ضرورتی دارد یک نفر 7، 8 بار به مکه برود؟ چرا خیلی ها فکر می کنند با این کار خدا بیشتر دوستشان دارد؟ چرا اگر پول زیاد دارند در امر خیر برای جوانان محتاج خرج نمی کنند؟ ❓ 😮 و کلی حرف دیگر… به قول مولوی که می فرماید:
ای قوم به حج رفته کجایید کجایید؟
معشوق همین جاست بیایید بیایید
معشوق تو همسایه دیوار به دیوار
در بادیه سرگشته شما در چه هوایید؟
گر صورت بیصورت معشوق ببینید
هم خواجه و هم بنده و هم قبله شمایید
گر قصد شما دیدن آن کعبه جانست
اول رخ آیینه به صیقل بزدایید…
(جلال الدین محمد بلخی مشهور به مولوی)