Posts Tagged ‘سفرنامه’

سفر به لردگان…

سپتامبر 20, 2009

از این همه جاهای دیدنی اطراف اصفهان لردگان را برای سفر، انتخاب کردیم. 🙄
دو مینی بوس کرایه کردیم و به همراه جمعی از اقوام راهی سفر شدیم.
ساعت 30/13 دقیقه سوار بر مینی بوس اصفهان را به قصد رسیدن به لردگان ترک کردیم. یکی از اقوام در فلادر

{ فلارد.[ ف َ ] (اِخ ) یکی از دهستانهای بخش لردگان شهرستان شهرکرد که در دامنه کوهستان قرار گرفته است. رودخانه چشمه میشان این دهستان را مشروب میکند و به رودخانه خراسان میریز، و آب قراء بیشتر از چشمه ها تامین میشود. این دهستان از 31 آبادی بزرگ و کوچک تشکیل شده و 8000 تن سکنه دارد. محصول عمده اش غله، حبوب و برنج است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج.10) }

دوستی داشت بنابراین شب را در فلارد گذراندیم. صبح نیز چایی و صبحانه ایی خوردیم و به سمت رودخانه خرسان حرکت کردیم و پس از یک ساعت به آنجا رسیدیم و همانجا اطراق کردیم و مرغ زنده گوشتی خریدیم و همانجا توسط راننده مینی بوس ذبح کردیم 😕 و بعد از تمیز کردن و تکه تکه کردن، آماده کردیم و به سیخ کشیدیم و نهار را دسته جمعی در کنار طبیعتی زیبا خوردیم و استراحت کوتاهی کردیم و قصد رفتن به منزل دوست یکی دیگر از اقوام در لردگان را کردیم و بعد از حدود یک ساعت حرکت (در راه با یک فروند خر عاشق تصادف کردیم، واقعا جالب بود، در قسمت خاکی جاده چند خر بود که ناگهان یکی از این خر ها به جاده آمد و نیسان جلوی ما زد روی ترمز و چشمتان روز بد نبیند مینی بوس ما هم به شدت زد روی ترمز که خوشبختانه صدمه زیادی به ماشین ها نرسید و به خیر گذشت. 😉 😆 ) در پارکی در لردگان اطراق کردیم و شام را خوردیم و به خانه دوست فامیلمان در لردگان رفتیم و شب را در آنجا گذراندیم. بسیار مردم مهمان نواز و خوبی بودند و حسابی پذیرایی کردند و صبح نیز با خوردن صبحانه (عجب نان های خانگی بود!) خانه را به قصد امامزاده حمزه بن علی در بروجن ترک کردیم. ( عکس هایی از چشمه خرسان و امامزاده حمزه بن علی گرفته ام و در فتوبلاگ گذاشته ام، می توانید در فتوبلاگ ببینید.) و بعد از سفری تقریبا دو روزه امامزاده حمزه بن علی را بعد از خرید از بازار اطراف امامزاده به قصد اصفهان ترک کردیم. 😛
البته بهترین جای دیدنی لردگان، آبشار آتشگاه است که در 200 کیلومتری شهرکرد و 50 کیلومتری شهر لردگان در دره ای روح افزا به طول 3 کیلومتر قرار گرفته است ولی بنا به درخواست اکثریت به علت جاده خطرناک این مکان، از رفتن به آنجا صرف نظر کردیم و قرار شد دفعه بعد به صورت مجردی به آنجا برویم. 😦
—————————
در زیر شرح مختصری درباره امامزاده حمزه علی می گذارم که از این سایت پیدا کردم.
در فاصله 4 کیلومتری بلداجی و برفراز کوهی بارگاه متبرک امام زاده حمزه بن علی با فضایی ملکوتی قرار گرفته است که یکی از پر رونق ترین جاذبه های مذهبی، تاریخی استان چهارمحال و بختیاری است.
بارگاه امام زاده حمزه بن علی با سابقه چندین قرن به خاطر کرامات، معنویت خاص و فضای جغرافیایی جذاب یکی از اماکن متبرکه منحصر به فرد در سطح استان و کشور است به گونه ای که درتمامی فصول سال از جمله بهار و تابستان هر هفته میعادگاه خیل عظیم زائران و مشتاقانی است که از سراسر کشور دراین مکان مقدس گرد هم می آیند.
زندگی نامه:
نسب شریف امامزاده حمزه علی (ع) مدفون در شهر بلداجی (شهرستان بروجن) با پنج واسطه به امام سجاد (ع) منتهی می شود که از قرار ذیل است :
سید حمزه ابوعلی بن محمد ابی الحسن بن حمزه الاکبر بن حسن المکفوف ابی محمد بن الحسن الافطس بن علی الاصغر بن الامام علی بن الحسین السجاد علیه السلام.
وی سیدی جلیل القدر، عظیم الشان، و زیاده با حشمت و بزرگوار بود. او در سال ۲۵٠ هجری قمری در پی ناآرامی های موجود در مدینه و عراق به همراه پدر بزرگوارش سید ابوالحسن محمد بن حمزه به منطقه جبل مهاجرت نمود.
علامه نسابه ابواسماعیل طباطباء از اعلام قرن پنجم هجری، مهاجرت پدرش را به شهر بروجرد می نویسد. ظاهرا بدان جهت مقر سکونت پدرش در شهر بروجرد بوده که جمع کثیری از پسر عموهای وی قبلا در این شهر سکونت داشته اند از این رو او بهترین مکان جهت زندگی را در شهر بروجرد برگزید.
سید محمد تا سال ۲۵٦ هجری قمری در قید حیات بود تا اینکه در آخر همین سال بدرود حیات گفت و در شهر بروجرد به خاک سپرده شد. آرامگاه او یکی از مزارات مشهور شهرستان بروجرد است که همه روزه پذیرای مشتاقان اهل بیت علیهم السلام می باشد.
امامزاده سید حمزه علی، یک برادر به نام حسن وی ک خواهر به نام فاطمه دارد که در بروجرد سکونت داشته اند. اکثر بنی اعمام سید حمزه علی از عالمان بزرگ و از مجاهدان سترگ و نقبای شریف و از سالکان و زاهدان عصر خویش بودند که پرچم هدایت را به دوش کشیده و منبع فیوضات اهالی بودند.
ظاهرا سید حمزه علی به خاطر دعوت اهالی بروجن (کنونی) به این منطقه مهاجرت نموده و در پی ناآرامی ها، آخرالامر در دهه اول قرن چهارم هجری وفات می یابد. در تذکره های محلی چنین آمده است که او با نمایندگان خلیفه وقت پیکار می نماید تا اینکه عاقبت در مکان فعلی شربت شهادت را می نوشد. او سه فرزند به اسامی احمد، علی و حسن داشت که از آنان جمع کثیری به وجود آمده و از بزرگان سادات اهواز و چهارمحال و بختیاری و جبل بوده اند. زیارتگاه وی یکی از مشهورترین زیارتگاه های استان چهامحال و بختیاری است.

سفر به چادگان

ژوئیه 22, 2009

آخر هفته قبل با دو تا از دوستان قدیمی و یکی از دوستان دانشگاه برای مسافرت و خستگی به در کردن به چادگان رفته بودم. 🙄 چادگان در مسیر جاده اصفهان به خوزستان قرار دارد که تقریبا از وسط راه تیران به داران و ۷۰ کیلومتری اصفهان از جاده اصلی جدا شده و پس از طی حدود ۳۰ کیلومتر دیگر به چادگان میرسیم.
چادگان منطقه ای خوش آب و هوا ست که به دلیل و وجود سد و ساحل زاینده رود و چشم اندازهای زیبای آن به منطقه ای برای گذراندن تعطیلات مردم استان اصفهان و بهتر است بگویم ایران یا شاید جهان، تبدیل شده است و تقریبا تمامی ادارات و نهادهای این استان با در اختیار گرفتن قسمت هایی از این مناطق و ساختن ویلا محل تفریح و استراحتی را برای کارکنانشان تدارک دیده اند.
البته ما به ویلاهای آنجا نرفتیم چون مجوز لازم را از ارگان های دولتی نداشتیم، بلکه در اطراف آنجا جای خوش منظره ای را برای اطراق پیدا کردیم. 😎
پس از اطراق طبق معمول اولین کاری که باید انجام می شد درست کردن آتش بود که با بسیج عمومی این کار به خوبی و سرعت انجام شد و پس از آماده کردن آتیش رفتیم سراغ کباب که همیشه یک پای پیک نیک هست. 🙂
هوا آنجا خیلی خوب بود، خیلی حال داشت. بعد از خوردن نهار در آن هوا خیلی راحت خوابیدم، ولی پشه زیاد بود ولی به هر حال بسیار حال داد. 😕
تازه جالب تر از آن اینکه با پیکان مدل 1357 😆 😆 قدیمی که نسل به نسل چرخیده تا به من رسیده پا به این سفر گذاشتیم. بگذریم که در راه سیفون کاربراتوراش خراب شده بود و در سر بالایی ها که گاهی شیبی بیش از چهل و پنج درجه داشت بنزین به کاربراتوراش نمی رسید و مجبور به هل دادنش می شدیم.
خلاصه اینکه با:
استفاده از هوای پاک کوهستان
خاطره ای ماندگار در جمع دوستان
فارغ از دنیای آهن و دود
در کنار رودخانه همیشه خروشان زاینده رود و … گذشت.
البته باید اعتراف کنم که در این سفر تجربیات زیادی کسب کردم، كدام سفر نتیجه بدی داشته كه این یكی داشته باشد؟ 😉
به قول معروف:
بسیار سفر باید تا پخته شود خامی
صوفی نشود صافی تا درنکشد جامی (سعدی)
این هم چند تا عكس که از آنجا گرفته ام.
برای یافتن اطلاعات بیشتر درباره شهرستان چادگان به اینجا مراجعه کنید.

سفر به کاشان و روستای تاریخی سرخ ابیانه!

مه 14, 2008

در ۴۰ کیلومتری شمال غربی نطنز از استان اصفهان در دامنه کوه کرکس روستایی بس کهن به نام ابیانه (Abyaneh) واقع است. این روستا را به اعتبار آثار و بناهای تاریخی پرتنوعش باید از زمره استثنایی ‏ترین روستاهای ایران به شمار آورد. شکوه معماری بومی و سرشار از زیبایی این روستا، آن را در شمار نمونه‏ های کم نظیر دیدنی‏های جهان درآورده است.
ابیانه آثار گوناگونی از دوره ساسانیان تا قاجاریان، یعنی نزدیک به هزار و پانصد سال، را مانند موزه ای در خود حفظ کرده است. ویرانه قلعه‌های باستانی، بازمانده دو آتشکده از زمان ساسانیان، سه مسجد قدیمی و خانه هایی بازمانده از دوره صفویان تا قاجاریان، نمونه هایی از آثار کهن در این روستا هستند. در مسجد جامع ابیانه منبری را میتوان دید که در سال 466 هـ. ق. و محرابی چوبی که در سال 477 هـ. ق. ساخته شده است.
ابیانه نقطه ‏ای خوش منظره و خوش آب و هوا و دارای موقعیت طبیعی مساعدی است. شمار خانه ‏های ابیانه در سرشماری سال ۱۳۶۱ برابر با ۵۰۰ واحد برآورد شده ( شاید حالا بیشتر شده باشند!!!)؛ این خانه‏ ها تماماً بر روی دامنه پرشیبی در شمال رودخانه برزرود بنا شده است به صورتی که پشت بام مسطح خانه‏ های پایین دست، حیاط خانه‏ های بالادست را به وجود آورده است و هیچ دیواری هم آنها را محصور نمی‏سازد. در نتیجه، ابیانه در وهله اول روستایی چند طبقه به نظر می‏آید که در بعضی موارد تا چهار طبقه آن را می‏ توان مشاهده کرد. اتاقهای ابیانه به پنجره‏های چوبی ارس مانند مجهزند و اغلب دارای ایوانها و طارمیهای چوبی پیش آمدهٔ مشرف بر کوچه ‏های تنگ و تاریک‏اند که خود به صورت مناظر جالبی درآمده‏اند. نمای خارجی دیوارهای خانه‏ های ابیانه با خاک سرخی که معدن آن در مجاورت روستاست پوشیده شده است. از آنجا که در دامنه ‏های شیبدار ابیانه فضای کافی برای ساختن خانه‏ های موردنیاز وجود ندارد در این روستا چنین رسم شده است که هر خانواده انبار غار مانندی در تپه‏های یک کیلومتری روستا، در کنار جاده و نرسیده به ابیانه ایجاد نماید. این غارها که در دل تپه‏ ها حفر شده‏اند و از بیرون تنها درهای کوتاه و محقر آن نمودار است برای نگهداری دامها و نیز آذوقه زمستانی و اشیای غیرضروری مورد استفاده قرار می‏گیرد.
زندگی مردم ابیانه کشاورزی و باغداری و دامداری است که با روشهای سنتی اداره می‏شود. بیشتر زنان در امور اقتصادی با مردان همکاری دارند. ابیانه دارای هفت رشته قنات است که برای آبیاری مزارع و باغات مورد استفاده قرار می‏گیرد. گندم، جو، سیب‏ زمینی و انواع میوه به خصوص سیب، آلو، گلابی، زردآلو، بادام و گردو در ابیانه به دست می‏آید. در سالهای اخیر قالی‏بافی در ابیانه رواج پیدا کرده و نزدیک به ۳۰ کارگاه قالی‏بافی در آنجا دایر شده است. در گذشته گیوه ‏بافی از جمله مشغله‏ های پردرآمد زنهای ابیانه بوده است که امروزه تا حدی متروک شده است.
مردم ابیانه به سبب کوهستانی بودن منطقه و دور بودن محل آنها از مراکز پر جمعیت و راههای ارتباطی، قرنها در انزوا زیسته و در نتیجه بسیاری از آداب و رسوم قومی و سنتی و از جمله زبان و لهجه قدیم خود را حفظ کرده ‏اند. زبان مردم ابیانه فارسی با لهجه خاص ابیانه ‏ای است که با لهجه‏ های متداول در جاهای دیگر تفاوت اساسی دارد. لباس سنتی آنها، هنوز هم میان آنها رواج دارد و در حفظ آن تاکید و تعصب از خود نشان می‏دهند، در مردان شلوار گشاد و درازی از پارچه سیاه و در زنها پیراهن بلندی از پارچه‏ های گلدار و رنگارنگ است.
علاوه بر این، زنهای ابیانه معمولاً چارقدهای سفیدرنگی بر سر دارند. قدیم‏ترین اثر تاریخی ابیانه آتشکده‏ای است که مانند دیگر بناهای ده در سراشیبی قرار گرفته است. آتشکده ابیانه را نمونه ‏ای ازمعابد زردشتی دانسته‏اند که در جوامع کوهستانی ساخته می‏شد. مهم‏ترین بنا و اثر تاریخی این روستا یک باب مسجد جامع و قدیم‏ترین اثر تاریخی این مسجد منبر چوبی منبت‏کاری آن است که در سال ۴۶۶ هجری قمری ساخته شده است. مسجد قدیمی دیگر ابیانه مسجد برزله است که دارای فضای دلبازی است و روی لنگه در شرقی آن سال ۷۰۱ هـ. ق. نوشته شده است که مربوط به دوره ایلخانان است.مسجد تاریخی دیگر ابیانه مسجد حاجتگاه است که کنار صخره‏ای در کوهستان بنا شده و بر در ورودی شبستان آن تاریخ ۹۵۲هـ. ق. مشاهده می‏شود. روستای ابیانه دارای دو زیارتگاه است: یکی مرقد شاهزاده عیسی و شاهزاده یحیی در جنوب روستا که به گفته اهالی فرزندان امام موسی کاظم بوده‏اند؛ و زیارتگاه دیگر ابیانه قدمگاه نامیده می‏شود. از جمله جاها و اماکن دیدنی دیگر ابیانه می‏توان از خانه غلام نادرشاه و خانه نایب حسین کاشی نام برد.
——————————
ساعت 4:30 صبح جمعه 20 اردیبهشت 1387 خانه را به قصد کاشان (Kashan) ترک کردیم، سه خانواده بودیم (فامیل)، پراید، تندر نود، پیکان 57 (رخش بی همتا و وفادار خودمان) ماشین هایی بودند که ما را همراهی می کردند. بعد از 3 ساعت به کاشان رسیدیم و در یکی ار پارک های کاشان صبحانه را با لطف و صفای خاصی خوردیم و به راهمان ادامه دادیم، وقتی به کاشان رسیدیم فرصت را غنیمت شمردیم و بلافاصله به حمام فین (محل به قتل رسیدن امیرکبیر) رفتیم.
خلاصه بگذریم که در آن همه شلوغی چگونه و با چه دردسر هایی و چه کلک هایی وارد موزه حمام فین کاشان شدیم.
بعد از دیدن کاشان به قمصر رفتیم. گلابگیری ها را دیدیم ولی بی انصاف ها گران فروشی می کردند، به هر حال از انجا به سمت اصفهان راهی شدیم و از جاده قدیم کاشان-اصفهان راندیم تا به دوراهی نطنز – ابیانه رسیدیم؛ (قبل از آن دوراهی از کنار یک منطقه‌ی خیلی بزرگ نظامی با خاکریزهای بلند و برجهای متعدد نظامی با فاصله های نزدیک رد شدیم که هر چقدر سعی کردیم بفهمیم چیست و در آن چه می کنند، نشد که نشد، نه تابلوای داشت و نه جاده ای. (الله و اعلم!)
از آن دو راهی تا نطنز 20 کیلومتر و تا ابیانه هم حدود 22 کیلومتر فاصله بود. جاده بعد از آن دوراهی خیلی زیباتر شد، دره هایی پر از درختان سپیدار و تبریزی، هوای خنک، پیچ های تند و جاده باریک و کوهستانی آدم را به یاد جاده چالوس می انداخت.
بگذریم که در جاده پر پیچ و خم ابیانه چند بار خدا جان دوباره به من و همراهانم داد و گرنه در ته دره ها بودیم!!!
در طول راه و نزدیکی های خود ابیانه به چیزهایی برخوردیم که بعدا فهمیدیم به آنها » زاغه » می گویند. زاغه ها حفره هایی هستند که روستاییان و باغبانان در دل زمین (معمولا داخل تپه ها) حفر می کنند و اکثرا درب های چوبی دارند. به گفته اهالی ابیانه کسانی که در آن منطقه (بادخیز) درخت می کارند در طرفین درخت چوبهایی دوشاخه، قرار می دهند تا درخت به آنها تکیه کند و خم نشود. این افراد در زمانهای مختلف این چوبها را پیدا می کنند و در داخل این زاغه ها قرار می دهند تا هنگام نیاز (درختکاری) از آنها استفاده کنند. چون زمینهای زراعی اهالی ابیانه چند کیلومتری با روستا فاصله دارد، اهالی ترجیح می دهند زاغه هایی در دل کوه داشته باشند تا هر بار مجبور نباشند چوبهای بلند دوشاخه را از روستا تا زمین هایشان حمل کنند.
به دلیل جاذبه های گردشگری ابیانه شواری اسلامی ابیانه برای هر خودرو مبلغ 5،000 ریال ورودی تعیین کرده بود که برای ما جالب بود، منبع درآمدی! پس از ورود به روستا، اولین چیزی که توجه آدم رو جلب می کند، رنگ یکدست و قرمز رنگ خانه های روستایی ابیانه است. خانه ها اکثرا با کاهگل و به رنگ قرمز ساخته شده اند! خاک منطقه ابیانه قرمز رنگ است برای همین خانه های کاهگلی هم قرمز هستند. ترافیک در خیابان اصلی روستایی که جاذبه های گردشگری دارد غیرمنتظره ولی قابل حدس بود.
روستا روی شیب ساخته شده است و به همین دلیل ابیانه را می شود شبیه روستای ماسوله در گیلان دانست(البته با مقیاس کوچکتر).
لباسهای محلی و یکدست اهالی روستا (به خصوص زنان) دومین چیزی بود که جلب توجه می کرد: روسری های سفید بلند با گل های درشت صورتی و قرمز، پیراهن و جلیقه قرمز، صورتی و نارنجی، شلیته های کوتاه (تا زانو) و جوراب شلواری های مشکی و بلند.
ابتدا سراغ کوچه باغ های روستا رفتیم که به مراتب از مسیر اصلی که توریستها در آن رفت و آمد می کردند، خلوت تر بود.
مسجد جامع، امامزاده (از نوادگان امام موسی کاظم)، آب انباری که آب نداشت و آتشکده ای که نیافتیم، تمام چیزی بود که باید می دیدیم. تمام این اماکن در قسمتی از روستا بود که مشخص بود بیشتر به آن رسیدگی می شود. مسیر پهن با کف پوش سنگی، آدم های زیادی که در رفت و آمد بودند و دیوار تازه کاهگل شده منازل نشان می داد که این قسمت از روستا بیشتر از بقیه جاها بازدید کننده دارد.
نکته ای که خیلی جالب بود، حضور دستفروشها در کناره همین مسیر اصلی بود. زنان روستایی با همان لباسهای محلی، در کنار درب منازل خود نشسته بودند و حاصل دسترنج خود را به توریست ها می فروختند. منبع درآمد جدیدی غیر از دامپروری و کشاورزی. فروش لواشک، سیب خشک شده، آلو و … ( من هم لواشک و آلو خریدم، بسیار خوشمزه بودند!)
پیشرفت روستای ابیانه قابل ملاحظه است،دو هتل رستوران، موزه مردم شناسی، بانک و تعداد زیادی سوپر مارکت، در هر روستایی وجود ندارد ولی در روستای کوچک ابیانه وجود داشت.
در برگشت حدود 10 کیلومتر مانده به نطنز و پمپ بنزین، رخش بنزین تمام کرد و خوشبختانه همراهان یاری کردند و تا پمپ بنزین رفتند و با بنزین آمدند و ما به یاری خدا به خیر و سلامت به منزل رسیدیم. ( امان از وطن! )
در مجموع بازدید از ابیانه را به عنوان یه سفر یک روزه توصیه می کنم، اما یادتان باشد حتما از اتوبان بروید، خروجی نظنز در اتوبان کاشان – اصفهان راه را خیلی نزدیکتر می کند.
عکسهایی از حمام فین کاشان و روستای تاریخی و دیدنی و سرخ ابیانه و گلابگیری قمصر کاشان گرفته ام که همه را در فتوبلاگ گذاشته ام، دیدن این عکس ها خالی از لطف نیست.
——————————
برای نوشتن این مطالب از سایتهای زیر نیز کمک گرفتم.
www.abyaneh.co.cc
www.abyaneh.ir
http://fa.wikipedia.org/wiki